{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها آن‌قدر

این روزها آن‌قدر
به تو فکر می‌کنم
که خواب‌هایم از پیش
تعیین شده است!

می‌آیی
دستم را می‌گیری
شهر را قدم می‌زنیم
سینما می‌رویم
قهوه می‌نوشیم
شعر می‌خوانیم
در نگاهم زل می‌زنی
می‌خواهم ببو...

که زنگ ساعت به صدا در می‌آید
و من می‌مانم و رویایی که
در طول روز رهایم نمی‌کند!

#علی_سلطانی
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

True Love①③دو ماه از شروع رابطه‌مون گذشته بود. تو این دو ماه...

پارت: 12 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی روغنِ سوخته‌ی دستگاهِ...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

......//برده ی زیبا//......

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط