{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت این پنجره که یخ زده سرده

پشت این پنجره که یخ زده سرده
مینویسم اون نرفته برمیگرده
میشنوم صدای پاتو
خیلی بی انصافی
خیلی بی انصافی
گفتم عاشقت هستم....گفتی قصه میبافی
خیلی بی احساسی
خیلی بی احساسی
از من مگه چی دیدی
چرا با من نمی سازی....
دیدگاه ها (۶)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞³رابرت یه میز کنار پنجره گرفته بود.به محض ورودت...

سناریو ریندو

ات با وحشت برگشت... اما...هیچ‌کس پشت سرش نبود.ات: «ه... هه؟!...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 48ویوی ا. تصدای زن دوباره از ط...

رمان خبر ممنوعه پارت سوم 3

پارت اول | میزِ کنار پنجرهصدای زنگ کوچکی که بالای در کافه بو...

RESPECT OR DIE : پارت هفدهمجونگ‌کوک چند قدم جلو رفت...درِ سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط