{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفال می زنم ...
حــافـــظ جانانه فــالـم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت:
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خــود غــلـط بــــود آنچه می پنداشتیم . .
ﯾﻪ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ، ﯾﻪ ﺁﺩﻣﺎﯾﯽ، ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ، ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ
ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧـــﺪﮔـــﯽ ﮔﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ
ﭘﯿﺪﺍ ﺷﻮﻥ ﻧــﻤﯽ ﮐــﻨـﯿــﻢ ، ﻫﯿـــــﭻ ﻭﻗــــــﺖ
دیدگاه ها (۲)

آذربایجان/مغان/طبیعت بخش موران

ترجمه اسپانیایی قرآن که در عربستان چاپ شده در معنی .غیر المغ...

دیشب تا صبح باران می بارید ممتد و پشتِ هم گاهی تند و گاهی یو...

دوست عجب امنیت خوبی ست!میتوانی با او خودِ خودت باشی!میتوانی ...

هیچ کس اشکے براے ما نریختهر کہ با ما بود از ما مے گریخت چند ...

هیچ کس اشکے براے ما نریختهر کہ با ما بود از ما مے گریخت چند ...

هیچ کس اشکے براے ما نریختهر کہ با ما بود از ما مے گریخت چند ...

هیچ کس اشکے براے ما نریختهر کہ با ما بود از ما مے گریخت چند ...

چند روزی هست حالم دیدنیست / حال من از این و آن پرسیدنیستگاه ...

هیچکس اشکی برای ما نریخت هرکه بامابود ازما می گریخت چندروزی ...

هیچکس اشکی برای ما نریخت هرکه بامابود ازما می گریخت چندروزی ...

#شعرزیبا هیچ کس اشکی برای ما نریختهر که با ما بود از ما می گ...

هیچکس از حال ما پرسید ، نه !!هیچکس اندوه ما را دید ، نه !!هی...

هیچکس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط