{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدونی موقع تولد ، وقتی خدا داشت بدرقه مون میکرد ، چی گفت

میدونی موقع تولد ، وقتی خدا داشت بدرقه مون میکرد ، چی گفت ؟
گفت : داری به دنیایی میری که غرورت رو میشکنن و به احساس پاکت سیلی میزنن !!!
نکنه ناداحت بشی ..!
من تو کوله پشتیت ،
عشق گذاشتم تا ببخشی ...
خنده گذاشتم تا بخندی ...
اشک گذاشتم تا گریه کنی ...
مرگ گذاشتم تا بدونی دنیا ارزش بدی کردن رو نداره ...
پس ، خوب باش و خوبی کن ...
~~~~~~~~~~~~~~
دیدگاه ها (۱)

,

دکوراسیون

حموم ...زیاد بمونی سوراخ سوراخ میشی

تنهایی

تک پارتی ویو ا.ت امروز جیهوپ موقع بیدار کردنم یه سطل آب ریخت...

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

چندپارتی:وقتی دوستت داره و...pt²(end) به خودم اومدم و دیدم و...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

خنده ی ممنوعه.

My lovely neighbor part : ۶۸

You are paying back karma پارت¹³²¹:³⁰زنگ در به صدا دراومد، آ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁷(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط