باید خودم را ببرم خانه
باید خودم را ببرم خانه
باید ببرم صورتش را بشویم
ببرم دراز بکشد
دلداری اش بدهم که فکر نکند
بگویم که میگذرد که غصه نخورد
باید خودم را ببرم بخوابد
من خسته است!
میخواهم خودم را بزنم
به آن راه
همان راهی که تو
همیشه از آن میرفتی
شاید دوباره همدیگر را دیدیم …
باید ببرم صورتش را بشویم
ببرم دراز بکشد
دلداری اش بدهم که فکر نکند
بگویم که میگذرد که غصه نخورد
باید خودم را ببرم بخوابد
من خسته است!
میخواهم خودم را بزنم
به آن راه
همان راهی که تو
همیشه از آن میرفتی
شاید دوباره همدیگر را دیدیم …
- ۵۰۲
- ۲۷ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط