{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتــ ـه بودی : (( فدای ِ دلتــ ـان بشوم بانــــو ... ))

گفتــ ـه بودی : (( فدای ِ دلتــ ـان بشوم بانــــو ... ))

دلــ ـم را دیده ای تازگـــــی هــ ـا ؟؟

دیده ای دلم خودش را همــ نمی شناسد ؟؟

گفتــ ـه بودی ....

فـــ ـــراموشش کن ... !!

می روم سر اصل مطلبــ !!

(( حرفــ ِ مفتــ میدانـــی چیستــ ؟؟ ))
دیدگاه ها (۱)

(√)یـڪ دوسـت داشتـن هایی هَـم هَست . . [ ! ] ڪه از دور اسـت ...

(√) ﺑـﺮﺍﯼ ِ ﯾـڪ ﻧﻔــﺮ ﺧﯿﻠـﯽ ﺯﯾـﺎﺩ ﻭ ﻋﺠﯿـﺐ ﺩﻟﺘﻨﮕـ ـﻢ . . . ﻧـ...

میگویند : چرا پس از اینهمه سال هنوز از تو میگویم؟ و هیچکس به...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

دلبر رئیس

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت سوم | «نشانی که نباید دیده می‌شد»زن...

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط