کوچه ای را بودنامش معرفت*مردمانش بامرام ازهرجهت...سیل آمد
کوچه ای را بودنامش معرفت*مردمانش بامرام ازهرجهت...سیل آمد کوچه راویرانه کرد*مردمش راباجهان بیگانه کرد...هرچه درآن کوی بود ازمعرفت*شست وباخود برد سیل بی صفت...از تمام کوچه تنهایک نفر*خانه اش ماندو خودش جست ازخطر...رسم وراه نیک هرجا بود و هست*ازنهاد مردم آن کوچه است...چونکه در اندیشه، تو اینگونه ای*حتم دارم بچه ی آن کوچه ای.
- ۲.۱k
- ۱۵ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط