{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات:,چه شرطی

ات:,چه شرطی
جیمین: باااایدددددد شوخی کردم بابا چه شرطی این کار خودم دوست دارم انجام بدم
ات: ذوق مرگ (جیمینو بقل بقل کرد)
جیمین: آت ارزش تو بیشتر از این حرفهاس
ات: ذوق مرگگگگگگگ سگیی
(همه‌ی اینا توشب بود ه)
_____________________________________________
فردای آن روز
ات: صبح بیدار شدم دست صورت و شستمو لباسامو پوشیدم به ملاقات مامانم رفتم
ات: آقای دکتر حال مامانم چطوره ؟
دکتر : خیلی بهتره و فک میکنم عملش آنقدر سخت نباشه دیشب بهوش اومد ولی الان آرام بخش زدیم خوابیده
ات:خدارو شکر باشه من میرم ببینمش
دکتر : باشه
ات بعد از یه ربع از اتاق اومد بیرون و رفت خونه
بعد ۵ دقیقه
صدای در اومد..........
منتظر پارت بعدی باشید
دیدگاه ها (۹)

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴³ویو: جونگ‌کوکماشین جلوی بیمارستا...

پارت ۱۶

ازدواج اجباری پارت ۸۱

تک پارتی جیمین(این داستان جانا) با استرس پشت در اتاق عمل راه...

رمان امگا کوچولوی من پارت 7یونگی همین جوری داشت با خودش حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط