{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاکمی به مردم گفت:صادقانه مشکلات رابگویید حسن گفت:گندم وش

حاکمی به مردم گفت:صادقانه مشکلات رابگویید حسن گفت:گندم وشیرکه گفتی چه شد مسکن وکار چه شد ؟حاکم گفت ممنون آگاهم کردی همه چیزدرست میشودیکسال گذشت،،، حاکم گفت صادقانه مشکلاتتان را بگویید کسی چیزی نگفت نگفتند گندم و نان ومسکن چه شد یک نفر ازمیان جمع گفت حسن چه شد؟
دیدگاه ها (۳)

پجر پجر من اومجم....(مکالمه پسر شجاع با پدرش)

ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﻳﻪ ﭼﻴﻨﻴﻪ ﻣﻴﺮﻩ ﺑﺎﻻﻱ ﻛﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﻣﻴﺰﻧﻪ:“ﺳﺎ ﻻﻭهیو ﻻﻥ ﻫﻴﻦ ﺷﻴﻦ...

ﺍﻭﻝ ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﻻﯾﮏ ﮐﻨﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ... ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﯾﺎﺍﺍﺍ..............

اثرات شادی:یک گروه از دانشمندان استرالیائی برای مطالعهاثرات ...

حاکمی به مردمش گفت:صادقانه مشکلاتتان رابگویید.حسنک برخاست وگ...

حاکمي به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگوييد.حسنک گفت گندم ش...

حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.حسنک بلند شد و ...

حاکمي به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگوييد.حسنک بلند شد و ...

حاكمي به مردمش گفت: صادقانه مشكلات را بگوييد.حسنك بلند شد و ...

حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.حسنک بلند شد و ...

حاكمي به مردمش گفت: صادقانه مشكلات را بگوييد.حسنك بلند شد و ...

حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.حسنک بلند شد و ...

حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.حسنک بلند شد و ...

حاكمي به مردمش گفت: صادقانه مشكلات را بگوييد.حسنك بلند شد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط