{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاکمی به مردمش گفت:صادقانه مشکلاتتان رابگویید.حسنک برخاست

حاکمی به مردمش گفت:صادقانه مشکلاتتان رابگویید.حسنک برخاست وگفت:گندم وشیرکه گفتی چه شد؟کارچه شد؟مسکن چه شد؟
حاکم گفت ممنونم که مراآگاه کردی همه چیزدرست میشود.
یکسال گذشت و دوباره حاکم گفت صادقانه مشکلاتتان رابگویید.کسی چیزی نگفت.کسی نگفت گندم وشیرچه شد؟کارچه شد؟مسکن چه شد؟
ازمیان جمع یک نفرزیرلب گفت:حسنک چه شد؟!
دیدگاه ها (۱)

در روزگاری که همه از "مرغ" حرف می زنند کسی از "خروس" نمیگوید...

.:: '' حـــــــــــــــــﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻭﻧــــــــــــــﯽ ﺑـــــــ...

...

ﺑـﻌـﻀــﯽ ﻭﻗـﺘـﺎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻓـﮑــﺮ ﻣـﯽ ﮐـﻨـﻢ ....ﺗـــﻮﯼ ﭼـﻪ ﺩﻧـﯿ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

حاکمي به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگوييد.حسنک گفت گندم ش...

حاکمی به مردم گفت:صادقانه مشکلات رابگویید حسن گفت:گندم وشیرک...

حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.حسنک بلند شد و ...

حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.حسنک بلند شد و ...

حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.حسنک بلند شد و ...

حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.حسنک بلند شد و ...

حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.حسنک بلند شد و ...

.حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید...!حسنک بلند ش...

حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید.حسنک بلند شد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط