حاکمی به مردمش گفت:صادقانه مشکلاتتان رابگویید.حسنک برخاست
حاکمی به مردمش گفت:صادقانه مشکلاتتان رابگویید.حسنک برخاست وگفت:گندم وشیرکه گفتی چه شد؟کارچه شد؟مسکن چه شد؟
حاکم گفت ممنونم که مراآگاه کردی همه چیزدرست میشود.
یکسال گذشت و دوباره حاکم گفت صادقانه مشکلاتتان رابگویید.کسی چیزی نگفت.کسی نگفت گندم وشیرچه شد؟کارچه شد؟مسکن چه شد؟
ازمیان جمع یک نفرزیرلب گفت:حسنک چه شد؟!
حاکم گفت ممنونم که مراآگاه کردی همه چیزدرست میشود.
یکسال گذشت و دوباره حاکم گفت صادقانه مشکلاتتان رابگویید.کسی چیزی نگفت.کسی نگفت گندم وشیرچه شد؟کارچه شد؟مسکن چه شد؟
ازمیان جمع یک نفرزیرلب گفت:حسنک چه شد؟!
- ۱۸۰
- ۰۹ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط