{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ي ما آدما کوکي هستيم...بي اختيار به اين دنيا اومديم و

همه ي ما آدما کوکي هستيم...بي اختيار به اين دنيا اومديم و يه عمره با حکمت و صلاح و مصلحت خدا زندگي کرديم.حکمت و مصلحت هايي که هيچ وقت نفهميديم چي بودن!شايد فقط يه کلمه بودن که راضيمون کنن خفه بشيم... يه عمر براي بقيه زندگي کرديم يه روزي به خودمون اومديم،ديديم پير شديم،نفس بعدي هم کامل نکشيديم که عزرائيل اومد و گفت وقت تموم...گيم اُور شديم و بس....!
حرفاي ساسان(رمان بزن زير گريه)
دیدگاه ها (۸)

گاهي فقط دلت ميخواهد،زانوهايت را تنگ در آغوش بگيريو گوشه اي ...

من اينجا بس دلم تنگ است و هر سازي که ميبينم بد آهنگ استبيا ر...

غم هايي که چشم هارا خيس نمي کنند...به استخوان رسيده اند...!!...

دست به دامن خدايم که ميشوم چيزي آهسته درون من صدا ميزندکه نت...

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

the first lie

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

#تجربه_من ١١١۴#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری#دوتا_کافی_نیست#...

I can be myself with himPart⁸⁴لباس مورد نظر رو برداشتم و اتو...

برادر ناتنی

پارت پنجاه‌وهشتم | اولین بوسهجئون جونگ‌کوکبعد از اینکه من و ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁵(نایون+...

فصل دومپارت نهم | آخرین غروب تابستانیک هفته بعد...تعطیلات تا...

True Love⑤یک ساعت بعدتهیونگ: چرا خوشحالی؟ لیا: نمیدونم حس خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط