{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 5

Part 5
deep wound = زخم عمیق


کنترل اشکات از دستت در رفتن و اشکات مثل مروارید روی گونه هات میریختن
چون خیلی زیاد گریه کردی چشمات سنگین شدن و خوابیدی

فلش بک :

@رییس همون دختر فضوله که تو کارمون فضولی میکرد و صحنه ی قتلو دید رو پیدا کردیم

_خوبه

@تو یه شرکت کار می‌کنه

_میدونی که باید چیکار کنی ؟

@بله قربان ، کارمو خوب بلدم

_برو شرکتش و یه جوری بترسونش دیگه این طرفا پیداش نشه

@چشم
_________________________________
با سطل آبی که روت خالی شد از خواب پریدی و بهت شُک وارد شد

+هوووووش چته عوضی

@پاشو بیا رییس کارت داره

+احمق بنظرت اینجوری که منو به صندلی بستی میتونم جایی بیام؟

(جونگکوک)_میبینم وحشی شدی

@رئیس اومدید؟

_اوم

+ببین یارویی که نمیدونم اسمت چیه ، بزار من برم

_اولن یارو نه و جئون جانگکوک دومن تو قرار نیست به من دستور بدی ، جایی هم نمیری

+خسته شدم ، مگه چیکارت کردم

_دیگه خیلی داری زر میزنی ، دهنتو ببند

+نمیخام

جونگکوک با ابرو به جکسون اشاره کرد که منو ببره یه جای دیگه
جکسون به طرفم اومد و منو از صندلی باز کرد
و بغلم کرد و بزور بردم تو یه اتاق دیگه

+هوووی یابو علفی بزارم زمیییین

@خفه شو

+برو بمیر عوضیییییی
منو برد تو یه اتاقی که پر از دم و دستگاه بود
بزار ببینم نکنه اینجا اتاق شکنجسسسست؟
جکسون از بغلش منو پایین آورد و منو به چندتا میله بست
صدای پای یکی نزدیک شد و جونگکوک وارد اتاق شد

_تو برو بیرون

@چشم

جکسون رفت و درو بست
جونگکوکم درو قفل کرد
_ که از حرفای من سر پیچی می‌کنی آره؟
داشت کم کم به طرفت میومد که........
دیدگاه ها (۷)

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 155✦...................

عمارت مافیا ✨️🍷قسمت ⁵ساعت ¹⁰ صبح دیدگاه جونگکوک:از خواب بلند...

پارت هفتیونگی تلفن رو قطع کرد من میترسم رفتم توی حیاط نشستم ...

رمان

رمان تو خود منی

پارت ۲۶ — «رازِ رها»چند دقیقه گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد.جونگک...

⁦⁦⁦⁦๑⁦⁦⁦ my silent love ๑✯part:⁴لارا نگاهی به جونگکوک انداخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط