{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایمان به خدا

ایمان به خدا
مرد جوانی که مربی شنا و دارنده چندین مدال المپیک بود ، به خدا اعتقادی نداشت . او چیز هایی را که درباره خداوند و مذهب می شنید مسخره می کرد . شبی مرد جوان به استخر سرپوشیده آموزشگاهش رفت . چراغ خاموش بود ولی ماه روشن و همین برای شنا کافی بود . مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود . ناگهان سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد . احساس عجیبی تمام وجودش را فرا گرفت . از پله ها پائین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد . آب استخر برای تعمیر خالی شده بود !
دیدگاه ها (۱۱)

مرد جوانی که مربی شنا و دارنده چندین مدال المپیک بود ، به خ...

مرد جوانی که مربی شنا و دارنده چندین مدال المپیک بود ، به خد...

ایمان به خدا مرد جوانی که مربی شنا و دارنده چندین مدال ال...

♚ ايمان به خدا ♚مرد جوانى که مربى شنا و دارنده چندين مدال ال...

مرد جوانی مسیحی که مربی شنا و دارنده چندین مدال المپیک بود ،...

(شب دردناک )پارت ۴۱اسلاید دو همان استخر جی شوکه از آن حرف دخ...

{سناریوی شماره ۸}|| پارت سی و یکم ||نام سناریو:《 قلبی از سنگ...

ماجرا از روز زایمان انیس خانم و گمشدن این زن و چند نفر دیگر ...

بچم رو بقل کردم و توی تختش گذاشتم که بهم گفت: "بابایی زیر تخ...

شنا در خون! مجید محسنی پسری جوان و پرتلاش بودکه شبانه روز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط