{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای دلم گاهی مادری مهربان میشوم

برای دلم گاهی مادری مهربان میشوم

 دست نوازش برسرش میکشم

میگویم :غصه نخور،میگذرد

برای دلم گاهی پدری میشوم

خشمگین میگویم:بس کن دیگر بزرگ شدی ...

گاهی هم دوستی میشوم مهربان

دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا

دلم از دست من خسته است .....
دیدگاه ها (۳)

ﺗﻮ ﺯﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ...ﺁﻧﻬﺎ ﯾﮏ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻭﻗﺎﯾ...

ﺍﯼ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖﮔﺎﻩ ﻭ ﺑﯿﮕﺎﻩ ﻟﺐ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﻡ ﻣﯽ ﺁﯾﯽﺩﯾﺪﻧﺖ ...

نه مغرورم نه دلسنگم،نه از تحقیر میترسمپر از بغضم ولی از "اشک...

من آسمانِ پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من، من از خودم...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط