{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

°°°°°

°°°°°
ابتدایش را که به روی هم نیاوردیم
بیا انتهایش را هم....
ببین..، وقتی نمانده است
بیا تقدیر را برگشت بزنیم
کمی در هم اتراق کنیم
اتراق یعنی
از آرامش مدیونِ به آغوشت که بگذرم
این شعرهای گاه و بیگاه، نمک پروردۀ خنده های تو اند..
و چشمانت..
آه چشمانت هنوز
آبستنِ اتفاق ها.. یی است که باید
در آغوشِ من رخ دهند..
.
.
ابتدایش را
که به روی هم نیاوردیم..
بیا و لب های رفتنم را گاز بگیر.. و
با کلاسیک ترین زنانگیِ دنیا
تنها دلم را ببر که
نازت را بکشم به رخِ رفتن تا
انتهایش را هم..
می دانی.. انتهایش را هم می شود
باور کن می شود به روی هم نیاوریم.. اگر
سایه شوی روی سر بی کسی هایم....
دیدگاه ها (۴)

...یک روز از رفتن تو گذشته است وحالا تمامی شعرهایی که برایت ...

این شعرآنقدر غمگین است که همین ابتدا تمام شود..بگذار شادی بم...

به شک های عاشقانه قسمزنی کهاز لجاجت پای آغوشت، دست بر نمی دا...

---بیا از کابوس، "کا" را برداریم"بوسـ"ـش بماند ارثیۀ لب های ...

°°°°°ابتدایش را که به روی هم نیاوردیمبیا انتهایش را هم....بب...

‌ ابتدایش را که به روی هم نیاوردیمبیا انتهایش را هم....ببین....

به خود می‌لرزمشبیه غروبِ یک روزِ سرددر یخ‌بندانِ فصلِ زمهریر...

نامق هورامی

مهرداد جمشیدی شاعر کرمانشاهی

نفرین به تو روزگار

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

از مادربزرگم پرسیدم پدربزرگ برات گل خرید؟با لبخند گفت، تمام ...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط