{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست

تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست؛
اسیر گریه ی بی‌اختیار خویشتنم
فغان که در کف من اختیار بایدو نیست ؛
چو شام غم دلم اندوهگین نباید و هست
چو صبحدم نفسم بی‌غبار باید و نیست؛
مرا ز باده ی نوشین نمی‌گشاید دل
که می به گرمی آغوش یار باید و نیست؛
درون آتش از آنم که آتشین گل من
مرا چو پاره ی دل در کنار باید و نیست!
دیدگاه ها (۴)

جانم فدای توست، روانم فدای توست دیوانه نیستم، نفسم مبتلای تو...

تو دیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتیسکوت گریه هایم را شنیدی...

دلم تنهاست اما بعدِ تو همدم نمی خواهد!برایم سرنوشت انگار غیر...

دستِ خودم که نیست دلم تنگ میشوداز بی بهانگی ست... دلم تنگ می...

Attar050511

⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌꩜ @ارغوانم ꩜⏝ׄ⏝⏝ׄ⏝‌ارغوان،شاخه همخون جدا مانده منآسم...

Chapter Seven, S², Part ¹⁶+ من نمیخوام که فراری باشم..‌اینبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط