{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز یه استادی یک ساعت و نیم درباره برتری علم بر تروت

یه روز یه استادی یک ساعت و نیم درباره برتری علم بر تروت برای دانشجوها سخنرانی کرد تا تابت کنه که علم خیلی از. Servatبهتره. صحبتش که تموم شد گفت کسی سوالی نداره؟ یکی. دستشو بلند کرد استاد با خوشحالی گفت بگو عزیزم. دانشجو پرسید :استاد عمه داری؟!
دیدگاه ها (۳)

دخترم که گپیه عمه هاشه زحمتش برامنه بقیش برااونا.....ولی شکر...

دوستان ب مناسبت روزمتدربیاین دهنتون شیرین کنین.روز مادرو ب ه...

دوستای گلم تولددخترمه مدل کیک ی طبقه میخوام موندم چیکارکنم خ...

سلام دوستام تولداین خانم نازه نمیدونم چیکارکنم کمک میخوام مخ...

#برادر ناتنی من

علامت ا/ت:○علامت دیگران:_#سکوت_سرخ_پارت_پانزدهم فردا صبح، با...

Crimson silence (p15)

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۲ | «مقصد کجاست؟...

عمارت بلک وود

پارت شانزده

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

پارت اولصدای باران از پشت پنجره می اومد و خیابون تقریبا خالی...

Cieloپارت دو_ سلام من جین هستم و ۱۸ سالمه با پر انرژی_سلام م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط