{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بلند شدم یه دوش ۱۵ دقیقه اس گرفتم اومدم بیرون موهام و خشک

بلند شدم یه دوش ۱۵ دقیقه اس گرفتم اومدم بیرون موهام و خشک کردم موهام شلاقی بود نمیدونستم چیکار کنم برای همین دم اسبی بستم یه میکاپ که به تیپم بیاد کردم لباسم و پوشیدم و گوشواره ام و گوشم کردم کفشم و پوشیدم وسایلم و ریختم تو کیفم و سریع رفتم از اتاق بیرون که یهو
ته.هایی خواهرم
تهیان.حیح ترسیدم مامان بابا کجان؟
ته.همه رفتن بجز منو تو
تهیان.جونگکوک اینا جی؟
ته. اونا هم رفتن مهمونام رفتن
تهیان.خوب بجنب ماهم بریم دیگه
ته.جونگکو میاد اینجا ما سه تا باهم میریم
تهیان.هوم خوب میگفتن منم باشون برم
ته.خوب یه دلیلی داشتن گفتن باما بیا دیگه سوال نکن ازمن
تهیان.خیلی مشکو
که حرفم با صدای زنگ قط شد
ته.بیو بریم حتما کوک
رفتیم پایین در عمارت و باز کردیم جونگکوک بود
کوک.به به خانم جئون چقدر جذاب شدین
ته.هییییییی کوک😡
کوک.جانم؟
ته.اون هنوز کیم هستن
تهیان.باشه باشه بریم
ته رفت و منم رفتم کنار کوک دست تو دست سوار ون شدیم
کوک.چه خبر عزیزم؟
تهیان.سلامتی(آروم)
کوک.هنوز درد داری نه؟
تهیان.میره و میاد الان کمرم درد
کوک.خوشگلم
اروم دستشو گذاشت رو کمرم و مالش داد
تهیونگ هم زنگ زد به بورام و حرف زدن
ته.بورام رفته مهمونیه گفت که هاوین و پیدا کردم رفتم یشش
تهیان.هوم
راننده.آقا رسیدیم
پیاده شدیم
تهیان.من از در پشتی میرم
کوک.چرا؟
تهیان.خوب شما باید باهم واردشین
ته.ما سه تا باهم میریم
خوب تو جلو راه برو ماهم مثل بادیگارد پشتت میایم
تهیان.(خنده) بریمم
رفتیم و وارد باغ شدیم جای قشنگی بود بعد به تالار رسیدیم همین که وارد شدیم همه دست زدن و بلند شدن صدای جیغ دخترا برای این دوتا کله خر به گوش می‌رسید به سمت جایگاه رفتیم که پدرا اومدن
ب ک.به به خوش اومدین
ب ت.آره خب سخنرانی کنیم
ب ک.خوب تو برو
بعد بابام رفت میکروفن و گرفت دست و حرف زد بعد هم بابای کوک
منم نشسته بودم کنار اون دوتا وایی مخم تلیت کردن بس که گفتن من بهترم من اینم من اونم هوف مثل بچه های دوساله دیوونه ان
خلاصه شام خوردیم که پدرم رفت رو سن و دوباره سخنرانی کرد
ب ت.از دخترم کیم تهیان دعوت میکنم روی سن
تهیان.چ..چی؟بابا چی میگه من چیکار کنم؟
ته.بهت تبریک میگم(چشمک)
کوک.موفق باشی
تهیان.چیو تبریک میگی؟چیکار کنم......
کوک.برو دیگه
سریع از جا بلند شدم و به سمت سن رفتم و کنار بابا ایستادم
آروم جوری که فقط خودمون بشنویم گفتم چه خبره که
ب ت.خوب دخترم.......

اسلاید دوم لباس تهیان
اسلاید سوم کفش و کیف تهیان
اسلاید چهارم گوشواره و مدل موی تهیان
دیدگاه ها (۱۳)

ب ت. خوب تو این یکسالی که نیستم شرکت و به دخترم کیم تهیان می...

پرش زمانی به یک هفته بعدمن و مامانم وسایلمون و جمع کردیم و د...

از زبان تهیان یهو دیدم تهیونگ با اون دختره اومد آخه داداش خل...

یهو صدای جیغ و داد اومد که ته و کوک سریع رفتن سمت صدا از زبا...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

فیک مافیاهاپارت ۳۴ویو دوهفته بعد دخترا باهم کنار اومده بودن ...

three hearts, one love

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

پارت ۲۳

dark love

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

فیک مافیاها پارت ۳۱ته: زود باش بانی بلند شوکوک: اههه بزار بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط