{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یهو صدای جیغ و داد اومد که ته و کوک سریع رفتن سمت صدا

یهو صدای جیغ و داد اومد که ته و کوک سریع رفتن سمت صدا

از زبان تهیونگ
وقتی با کوک رفتیم سمت صدا توی دفتر مدیر بود یه مردی با چاقو جلو بورام ایستاده بود عصبانی شدم که هیچ خون جلو چشمام و گرفت رفتم جلو مرده اسلحه ام و در آوردم و رو سرش گذاشتم
مرد.آقا چیکار میکنی؟(ترس)
ته.میدونی که کیم و کشتن مردم برام مثل آب خوردنه پس تا یه تیر تو مغز گردویی ات خالی نکردم از جلو چشمام گمشو کنار
مرد سریع فرار کرد منم رفتم سمت بورام که داشت گریه میکرد
بورام.هق هق
ته.هیششش آروم باش
انگار دست خودش نبود سریع خودشو تو بغلم جا کرد من خنگم از خدا خواسته بغلش کردم و به کوک اشاره دادم که بره نگاش کن داره میترکه از خنده هی اشاره کردم تا اینکه رفت و درم بست
دختره وقتی به خودش اومد ازم جدا شد و اشکاشو پاک کرد
بورام.ببخشید واقعا معذرت میخوام نمیخواستم....
ته.هیشش اون مرد کی بود؟
بورام.خب داستان داره وقتتون و نمیگیرم
ته.میخوام بشنوم
بورام.خوب من پدرم این رستوران و از پدر این آقا برام خریده که من مشغول باشم تقریبا ۳ سالی میشه مدیریت این رستوران به عهده من هست اون موقع این آقا توی زندان بود و الان فقط چند ماهه آزاد شده وقتی فهمید این رستوران و پدرش فروخته عصبی شد گویا قرار بود وقتی آزاد شد خودش مدیریت اینجا رو قبول کنه حالا هم که اینجوری شده کلا در هفته میاد و منو تهدید میکنه اگر شما نبودین .....به هر حال مدیونتون هستم و تنها کاری که میتونم برای جبران براتون بکنم اینکه غذا و مهمان من باشین آقای کیم
ته.تا وقتی من هستم نمیتونه هیچ گوهی بخوره راستی منو میشناسی؟
بورام.خوب همه ی دخترای کره رو شما کراش دارن
نزدیکش شدم و بین دیوار و دستام قفلش کردم
ته.اون وقت شماهم شامل اون دخترایین؟
فهمیدم خجالت کشیده و سرش و انداخت پایین
ته.خجالت داره؟
بورام.خوب....(سرشو آورد بالا و تو چشمام خیره شد)کراش دارم
سرمو و نزدیکش سرش کردم و یه مک عمیق از لباش گرفتم
ته.میدونم اصلا جاش نیست ولی حاضری دوست دخترم بشی؟
بورام.شوخیت گرفته آقای کیم؟
ته.اگر شوخی بود الکی نمیبوسیدمت
بورام.آم
ته.آره یا نه؟
بورام.تهیونگ
ته.اوووم خیلی قشنگ اسمم و صدا میزنی
بورام.ولی مگه دوست دختر نداری؟
ته.برای همیشه رفت آمریکا یعنی به خواست دوتامون جدا شدیم
بورام.پس اون دخترا کی بودن؟
ته.یکیش خواهر دوستم یکیش خواهرم
بورام.از الان به بعد من دوست دخترتم قبوله؟
ته.قبوله بریم به بچه ها بگیم
بورام.تهیونگ خجالت میکشم
ته.بورام
بورام.هوم؟
بورام.بریم
بورام(خنده)بریم
دستشو گرفتم گونشو نوازش کردم و رفتیم بیرون سمت بچه ها
دیدگاه ها (۷)

از زبان تهیان یهو دیدم تهیونگ با اون دختره اومد آخه داداش خل...

بلند شدم یه دوش ۱۵ دقیقه اس گرفتم اومدم بیرون موهام و خشک کر...

ته و هاوین رو صندلی منتظر ما نشسته بودن مارو که دیدن اومدن س...

از زبان هاوین وقتی تهیان گفت.....شده ناراحت شدم چون میدونستم...

Do I love him, or do I hate him?p:¹¹توی بغلش هق هق میکردم_هع...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p15 کوک: باشهته د...

#اونـ_مالـ_منهـ Part4ته. همین که گفتمکوک:باشه ار تهیونگته:ام...

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p16از رستوران خار...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p17کوک: عا..ا.اا....

حقیقت پنهان پارت ۲ ویو بورام :به سمت اتاق تمرین می رویم و وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط