پسر: عزیزم فردا روز عروسیمه خودت میدونی چقد دوستت دارم ول
پسر: عزیزم فردا روز عروسیمه خودت میدونی چقد دوستت دارم ولی سرنوشته دیگه نشد بهم برسیم، دختر: با چشمایی پر از اشک دستاشو گرفتو گفت: حالا که سرنوشت مارو بهم نرسوند منو به داداشت معرفی کن همون که زانتیا داره...!!!
- ۷۵۴
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط