{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سخت است نباشی و دلم سخت بگیرد

سخت است نباشی و دلم سخت بگیرد
داغ تو نفس از منِ سرسخت بگیرد

سخت است ببینم یخ و سرمای نگاهت
خواب از من و از دامن هرتخت بگیرد

سخت است زمان جزم کند عزم خودش را
تا آنکه تو را از من بدبخت بگیرد

آن دلبر مغرور که در فکر سکوت است
شاید خبر از مرد نگون بخت بگیرد

هر بار که در دیده ی تو تلخ نشینم
طوفان غمت از دل من رخت بگیرد

شوریدگی و مستی و بی طاقتیم را
باشد که اجل از سر من سخت بگیرد

هر قافیه در شعر من انگار که خواهد
جان از من دلداده ی جان سخت بگیرد

لکنت زده ام نیست شکایت ز دمی که
قلبم ز تب عشق تو یک وخت(وقت)بگیرد...
دیدگاه ها (۱)

تو را نمی برم از یاد تا نفس دارمکه من به عشق تو و عهد خویش پ...

خسته ام از قصه های شوم تانخسته از همدردی مسمومتاناین همه خنج...

قلم شدم بنویسمترانه ایاز تو.....کنار خستگی امعاشقانه ایاز تو...

گوشه گیرو ساده بودم شهرتم این گونه بودکم صمیمی میشدم چون رغب...

سخت است نباشی و دلم سخت بگیرد داغ تو نفس از منِ سرسخت بگیردس...

.......لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سختمدهوش نفسهای تو این ع...

لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سختمدهوش نفسهای تو این عاقل خوش...

لبهای غزلخوان تو را بوسه زنم سختمدهوش نفسهای تو این عاقل خوش...

دل می‌ستاند از من و جان میدهد به منآرام جان و کام جهان میدهد...

عاشقانه های شبنم

دل می‌ستاند از من و جان می‌دهد به منآرام جان و کام جهان می‌د...

پشتِ در منتظرم جان و دلم بی تاب استچشمهایم ز غمت  نیمه یِ شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط