ادمین کوکو
ادمین کوکو
خواب محال:پارت29
کریس: :-/
نشستم رو تخت کریس هم نشست پشتمو بهش کردم و یه کش بهش دادم
من:ببافشون
کریس:اوکی
*****
{فاطمه}
کای اومد تو اتاق خسته بود لباساشو عوض کرد و رو روتخت کنارم دراز کشید و روشو برگردوند
من:کااااای
کای:.....
من:کاااای با تو امممم
کای:هووومممم
من:میخوام بخوابم
کای:خو بخواب
من:چه جوری؟؟؟
کای: سرتو بزار رو بالش بخواب
من: بالش مخصوصمو میخواااااام
کای خندید و برگشت سمتم و دستشو دراز کرد
کای:د بیا بخواب
من:پس بوس قبل خوابم
کای:بیا بگیر بخواب فردا باید برم سر کار
به حالت قهر رومو برگر دوندم
کای:باشه بابا حالا قهر نکن
من:بار اخرت باشه قبل خواب منو نمیبوسی فهمیدی؟؟؟؟
کای:اوهوم اوهوم
بوسیدم رو بازوش خوابیدم
*********
{غزل}
لولو دراز کشیده بود رفتم رو تخت دراز کشیدم و سرمو روی سینش,گذاشتم
من:اومووو چقدر سریع میتپه قلبت
لوهان خنده کیوتی کرد و موهامو بوسید
لوهان:خب این یه چیز عادیه وقتی کنار عشقتی
من: ای جاننمممم
لوهان:دوسم داری؟؟
من:نوچ
لبخندش محو شد
لوهان:چ...چرا
غزل:....
لوهان:یعنی عاشقم نیستی؟؟؟
من:نععع......دیوونتم
لوهان:منم عشقم
بعد شروع کرد به قلقلک دادانم و کلی توی تخت کرم ریختیم تا وقتی خسته شدیم. بغلم کرد و بوسیدم و خوابمون برد
خواب محال:پارت29
کریس: :-/
نشستم رو تخت کریس هم نشست پشتمو بهش کردم و یه کش بهش دادم
من:ببافشون
کریس:اوکی
*****
{فاطمه}
کای اومد تو اتاق خسته بود لباساشو عوض کرد و رو روتخت کنارم دراز کشید و روشو برگردوند
من:کااااای
کای:.....
من:کاااای با تو امممم
کای:هووومممم
من:میخوام بخوابم
کای:خو بخواب
من:چه جوری؟؟؟
کای: سرتو بزار رو بالش بخواب
من: بالش مخصوصمو میخواااااام
کای خندید و برگشت سمتم و دستشو دراز کرد
کای:د بیا بخواب
من:پس بوس قبل خوابم
کای:بیا بگیر بخواب فردا باید برم سر کار
به حالت قهر رومو برگر دوندم
کای:باشه بابا حالا قهر نکن
من:بار اخرت باشه قبل خواب منو نمیبوسی فهمیدی؟؟؟؟
کای:اوهوم اوهوم
بوسیدم رو بازوش خوابیدم
*********
{غزل}
لولو دراز کشیده بود رفتم رو تخت دراز کشیدم و سرمو روی سینش,گذاشتم
من:اومووو چقدر سریع میتپه قلبت
لوهان خنده کیوتی کرد و موهامو بوسید
لوهان:خب این یه چیز عادیه وقتی کنار عشقتی
من: ای جاننمممم
لوهان:دوسم داری؟؟
من:نوچ
لبخندش محو شد
لوهان:چ...چرا
غزل:....
لوهان:یعنی عاشقم نیستی؟؟؟
من:نععع......دیوونتم
لوهان:منم عشقم
بعد شروع کرد به قلقلک دادانم و کلی توی تخت کرم ریختیم تا وقتی خسته شدیم. بغلم کرد و بوسیدم و خوابمون برد
- ۱۲.۲k
- ۰۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط