ببخشید دیر شد درگیر بودم ادمین کوکو عم ☺✌❤
ببخشید دیر شد درگیر بودم ادمین کوکو عم ☺✌❤
خواب محال:پارت27
برگشتم سمت فیلم که خوشکم زد ،کریس دختره رو گرفته بود و افتاده بود به جون لباش و داشت لباشو خوردن که چه عرض کنم قورت میداد از عصبانیت قرمز شده بودم پسرا و فاطی و غزل از خنده غش کرده بودن
فوفا:نچ نچ نچ اوپااااااا کریس قورتشون دادای که
غزل:خوش به حال دختره
سهون:یهت کریس چرا به کوکو خیانت کردی؟؟؟
بکهیون:گپسااااانگ خاک تو سرت کریس مثلا بزرگ مایی
سوهو:هیییین خجالت بکشششش کریس نوچ نوچ نوچ
کای:ککککک کوکو قرمز شده
چانیول:خاک عالم تو فرق سرت منحرف
کریس:خفه شیییییید کای به جون لی سومان که میخوام سر به تنش نباشه خفت میکنم سهون تو رو هم از پنکه آویزون میکنم
سوهو:تو بیخود میکنی به بچه هام دس بزنی
بلند شدم و با عصبانیت به سمت در خروجی حرکت کردم و بعد10 دقیقه بچه ها هم اومدن
غزل:عهههه کوثر نموندی که داشت به صحنه ی اتاق خواب کشیده میشد
با حالت چش غره بهش نگاه کردم بعد به کریس و بچه ها نگاه کردم که داشتن ریز ریز میخندیدن
کریس:خانوم حسود ایز نات مای استایل
به فارسی گفتم:حالا که استایلتو به همراه دسته بیل کردم یه جاییت اون وقت میفهمی
بکهیون چشاشو ریز کرد و سرشو جلو اورد و گفت:چیییی گفتیییی؟؟؟
من:اگه میخواستم بفهمی که جوری میگفتم که بفهمی
چشاش اندازه چرخ تریلی شد و به حالت گریه مصنوعی گفت:عرررررر ممنیییی این به من حرف زددددد
سوهو:گریه نکن پسرم کریس فدات شه
کریس:ب من چ لی فداش شه
لی:مننننن؟؟؟لوهان فداش شه
غزل:هووووو درس صحبت کن درباره آقامون
ای عم غیرتییییی....کای فداش شه
فاطی:زر نزن بااااوووو چرا کای از خودتون مایه بزارید چان..
من:میشه خفه شید؟؟؟....
خواب محال:پارت27
برگشتم سمت فیلم که خوشکم زد ،کریس دختره رو گرفته بود و افتاده بود به جون لباش و داشت لباشو خوردن که چه عرض کنم قورت میداد از عصبانیت قرمز شده بودم پسرا و فاطی و غزل از خنده غش کرده بودن
فوفا:نچ نچ نچ اوپااااااا کریس قورتشون دادای که
غزل:خوش به حال دختره
سهون:یهت کریس چرا به کوکو خیانت کردی؟؟؟
بکهیون:گپسااااانگ خاک تو سرت کریس مثلا بزرگ مایی
سوهو:هیییین خجالت بکشششش کریس نوچ نوچ نوچ
کای:ککککک کوکو قرمز شده
چانیول:خاک عالم تو فرق سرت منحرف
کریس:خفه شیییییید کای به جون لی سومان که میخوام سر به تنش نباشه خفت میکنم سهون تو رو هم از پنکه آویزون میکنم
سوهو:تو بیخود میکنی به بچه هام دس بزنی
بلند شدم و با عصبانیت به سمت در خروجی حرکت کردم و بعد10 دقیقه بچه ها هم اومدن
غزل:عهههه کوثر نموندی که داشت به صحنه ی اتاق خواب کشیده میشد
با حالت چش غره بهش نگاه کردم بعد به کریس و بچه ها نگاه کردم که داشتن ریز ریز میخندیدن
کریس:خانوم حسود ایز نات مای استایل
به فارسی گفتم:حالا که استایلتو به همراه دسته بیل کردم یه جاییت اون وقت میفهمی
بکهیون چشاشو ریز کرد و سرشو جلو اورد و گفت:چیییی گفتیییی؟؟؟
من:اگه میخواستم بفهمی که جوری میگفتم که بفهمی
چشاش اندازه چرخ تریلی شد و به حالت گریه مصنوعی گفت:عرررررر ممنیییی این به من حرف زددددد
سوهو:گریه نکن پسرم کریس فدات شه
کریس:ب من چ لی فداش شه
لی:مننننن؟؟؟لوهان فداش شه
غزل:هووووو درس صحبت کن درباره آقامون
ای عم غیرتییییی....کای فداش شه
فاطی:زر نزن بااااوووو چرا کای از خودتون مایه بزارید چان..
من:میشه خفه شید؟؟؟....
- ۴.۶k
- ۰۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط