{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت

من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت
در تهاجم با زمان اتش زدم کشتم
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم
یکلام در جزوهایم هیچ ننوشتم
من ز مقصد ها پی مقصود های پوچ افتادم
تا تمام خوبی ها رفتندو خوبی ماند در یادم
من ب عشق منتظربودن همه صبر وقرارم رفت
بهارم رفت ،عشقم مرد،یارم رفت
دیدگاه ها (۲)

منتمام هستيم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم، ...

من....تمام هستیم رادر نبرد باسرنوشتدر تهاجم بازمانآتش زدمکشت...

من گرفتارسنگینی سکوتی هستم که قبل از هر فریادی لازم است!...م...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عش...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار ع...

من تمام هستی‌ام رادر نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عشق...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتم من بهار ...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عش...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت ...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط