{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت درتهاجم با زمان آتش زدم.کشتم...
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم
من زمقصد ها پی مقصود های پوچ افتادم تا تمام خوب هارفتندوخوبی ماند دریادم
من به عشق منتظر بودن همه صبروقرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد یارم رفت....
دیدگاه ها (۴)

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده ...

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوزدیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگی...

عاشقم ،اهل همين کوچه ی بن بست کناريکه توازپنجره اش پاي به قل...

پا به پای کودکی هایم بیا کفش هایت را به پا کن تا به تاقاه قا...

من....تمام هستیم رادر نبرد باسرنوشتدر تهاجم بازمانآتش زدمکشت...

من تمام هستی‌ام رادر نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عشق...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتم من بهار ...

منتمام هستيم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم، ...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عش...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار ع...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عش...

من تمامه هستی ام رادرنبردباسرنوشت درتهاجم بازمان آتش زدم.......

من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشتدر تهاجم با زمان اتش زدم ک...

من گرفتارسنگینی سکوتی هستم که قبل از هر فریادی لازم است!...م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط