روزی پیر مردی بود که از خرپف زنش هر روز به او شکایت میکرد
روزی پیر مردی بود که از خرپف زنش هر روز به او شکایت میکرد، پیرزن باور نمیکرد و میگفت بهونته، تا اینکه شبی پیرمرد خرپف زنش رو ضبط کرد و صبح منتظر ماند که مدرک نشون بده اما زنش هیچوقت بیدار نشدو اون صدای ضبط شده لالایی همه شبهای پیرمرد شد.:-(
- ۱.۸k
- ۰۶ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط