به پیرمردی گفتم مگه چه اروزی داری که اشک میریزی
به پیرمردی گفتم مگه چه اروزی داری که اشک میریزی
و میگی به ارزوم نرسیدم؟
گفت؟ ای جوان من هم که هم سن تو بودم عاشق شدم
وقتی خواستم خواستگاریش برم از این دنیا رفته بود
هنوزم اروزی مرگ دارم تا اون دنیا بهش برسم.
و میگی به ارزوم نرسیدم؟
گفت؟ ای جوان من هم که هم سن تو بودم عاشق شدم
وقتی خواستم خواستگاریش برم از این دنیا رفته بود
هنوزم اروزی مرگ دارم تا اون دنیا بهش برسم.
- ۲.۱k
- ۰۶ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط