{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توبه من خندیدی

توبه من خندیدی
ونمیدانستی
من به چه دلهره از باغ همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب رادست تودید
غضب الود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
سال هاست که درگوش من ارام ارام
خش خش گام تو تکرار کنان
میدهد ازارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما
سیب نداشت....
دیدگاه ها (۱)

دل من میسوزد که قناری ها پر بستندکه پر پاک پرستو هارا بشکستن...

دیدی که سخت نیس تنها بدون من؟دیدی که صبح میشود شبها بدون من؟...

اینکه گهگاهی به خواب من میایی ، خوب یست !اینکه خیلی نازی و ش...

آلپاچینو: تا حالا عاشق شدی؟دنیرو: 20سالم که بود 30 ثانیه عاش...

تو به من میخندی ونمیدانستی من به چه دلهره ای ازباغچه همسایه ...

توبه مـــن خندیدی  و نمیدانستیمـــن به چه دلهره از باغـــچه ...

توبه من خندیدی و نمیدانستی من با چه دلهره از باغ همسایه سیب ...

تو به من میخندی و نمیدانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایهسیب...

تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه س...

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره ازباغچه همسایه...

تو به من خندیدی و نمیدانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه سی...

تو.......به من خندیدی و نمیدانستیمن به چه دلهره از باغچه همس...

#سیب ١تو به من خندیدی و نمیدانستیمن به چه دلهره از باغچه ی ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط