Psychic lover۲۵➿
Psychic lover۲۵➿
اون میخواست کل زندگیشو بدونه
شوگا چی تو این مدت اون چیکار میکرد
خبری از خواهرش گرفته بود؟
با خودش نگفت که چرا خواهرم نیست؟
بنظرم بد نباشه سری به شوگا بزنیم
…..••شوگا••…..
لعنت به زندگی…خدایا این همه دختر تو
این دنیا وجود داشت چرا باید اون
گیرم میفتاد.دختری که وقتی بهش پیشنهاد
را..بطه میدادم قبول نمیکرد و من
فکر میکردم از سر اینکه نمیخواد
دختر..و..نگیش رو از دست بده…
نگو واسه این بوده که من نفهمم د.ختر نیست
میرا…کسی که لقب جنـ…ده رو بین مافیا ها و
خلاف کار ها داره…
جنـ..دگی شده شغلش…اون میگفت تو
کافه کار میکنه ولی دروغ گفته بود
اون تو بار کار میکرد.چند وقت اخیر
در حدی شده بود که میرفت خونه
مردم تا بهشون سر..و..یس بده.
حالم ازش بهم میخوره
………….
…..••شخص سوم••…..
اره…شوگا هم به اندازه خودش مشکلات
داشت.اون عاشق یک هر..زه شده بود
درسته میرا همچین آدمی بود ولی بازم به شوگا حس داشت…بلخره اونم آدم بود
اما نباید با وجود شوگا همچینکاری رو
میکرد.اما چیزی این وسط مشترک
بود جونگکوک و میرا بود.میرا واقعا از سر..و..یس
دادن به جونگکوک خوشش میومد.
اما هیچ وقت نتونست دیـ..ک کینگ سا.یز جونگکوک
رو تو د.هنش حس کنه.
اون هر..زه ی جونگکوک بود.لذ.ت واقعی
براش هر..زگی واسه جونگکوک بود.
جونگکوک هم با خودش گفته بود
که تنها دختری که میتونه واسش سا..ک بزنه
عشقشه.
کوک سرش رو از تو گوشیش در آورد و
به سمت اتاق کارش رفت.
پشت میزش رفت و برگه هارو
از تو کشو ی کلید شده در آورد.
مین سونا
سن۱۹
بیمار شماره۱۷
……..
کیم یورا
سن۲۴
بیمار شماره۱۶
………
پارک دایون
سن۲۲
بیمار شماره۱۵
•••
چوی جینا
سن۳۹-۴۰
بیمار شماره۵
جونگکوک:مین سونا…قبل تو بیمار های
زیادی بودن…
(صدای در)
جونگکوک به سمت در رفت و در رو باز
کرد که با جسه ی کوچولوی سونا
مواجه شد
سونا:اومم میخوام برم حموم
جونگکوک:(فا.ک بهش لعنتی)
کوک این دفعه دوتا تیشرت بهش
داد تا سری بعدی باز نیاد دم در اتاقش
برای لباس
…..••سونا••…..
امروز دیدم…
این حذف شده بود دوباره گذاشتم
اون میخواست کل زندگیشو بدونه
شوگا چی تو این مدت اون چیکار میکرد
خبری از خواهرش گرفته بود؟
با خودش نگفت که چرا خواهرم نیست؟
بنظرم بد نباشه سری به شوگا بزنیم
…..••شوگا••…..
لعنت به زندگی…خدایا این همه دختر تو
این دنیا وجود داشت چرا باید اون
گیرم میفتاد.دختری که وقتی بهش پیشنهاد
را..بطه میدادم قبول نمیکرد و من
فکر میکردم از سر اینکه نمیخواد
دختر..و..نگیش رو از دست بده…
نگو واسه این بوده که من نفهمم د.ختر نیست
میرا…کسی که لقب جنـ…ده رو بین مافیا ها و
خلاف کار ها داره…
جنـ..دگی شده شغلش…اون میگفت تو
کافه کار میکنه ولی دروغ گفته بود
اون تو بار کار میکرد.چند وقت اخیر
در حدی شده بود که میرفت خونه
مردم تا بهشون سر..و..یس بده.
حالم ازش بهم میخوره
………….
…..••شخص سوم••…..
اره…شوگا هم به اندازه خودش مشکلات
داشت.اون عاشق یک هر..زه شده بود
درسته میرا همچین آدمی بود ولی بازم به شوگا حس داشت…بلخره اونم آدم بود
اما نباید با وجود شوگا همچینکاری رو
میکرد.اما چیزی این وسط مشترک
بود جونگکوک و میرا بود.میرا واقعا از سر..و..یس
دادن به جونگکوک خوشش میومد.
اما هیچ وقت نتونست دیـ..ک کینگ سا.یز جونگکوک
رو تو د.هنش حس کنه.
اون هر..زه ی جونگکوک بود.لذ.ت واقعی
براش هر..زگی واسه جونگکوک بود.
جونگکوک هم با خودش گفته بود
که تنها دختری که میتونه واسش سا..ک بزنه
عشقشه.
کوک سرش رو از تو گوشیش در آورد و
به سمت اتاق کارش رفت.
پشت میزش رفت و برگه هارو
از تو کشو ی کلید شده در آورد.
مین سونا
سن۱۹
بیمار شماره۱۷
……..
کیم یورا
سن۲۴
بیمار شماره۱۶
………
پارک دایون
سن۲۲
بیمار شماره۱۵
•••
چوی جینا
سن۳۹-۴۰
بیمار شماره۵
جونگکوک:مین سونا…قبل تو بیمار های
زیادی بودن…
(صدای در)
جونگکوک به سمت در رفت و در رو باز
کرد که با جسه ی کوچولوی سونا
مواجه شد
سونا:اومم میخوام برم حموم
جونگکوک:(فا.ک بهش لعنتی)
کوک این دفعه دوتا تیشرت بهش
داد تا سری بعدی باز نیاد دم در اتاقش
برای لباس
…..••سونا••…..
امروز دیدم…
این حذف شده بود دوباره گذاشتم
- ۳۲.۷k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط