{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم میان اینهمه آدم...

دلم میان اینهمه آدم...
میان اینهمه پیچیدگی...
میان اینهمه تکلف ...
میان تمام قفل هایی ک قصد باز شدن ندارند ...
فقط کمی سادگی میخواهد ...
و دلم کسی رامیخواهد که نپرسد :
«حواست به من هست ؟؟؟»
فقط بیاید و با اندکی نگاه آرام بگوید :
«حواسم بهت بود ....»
دیدگاه ها (۱)

...پارت پونزدهم....

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۲۱/۵

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۰: صبحِ دردسرنور صبح آرام از میان پرده‌ها...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²¹صبح، آرام‌تر از همیشه از راه رسید....

سناریو ران

در جست و جوی رستگاریپارت چهارمهعب سعی کردم چیزای رو ک نوشتم ...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

پارت سوم | صدای شلیکساعت از نیمه‌شب گذشته بود.ات هنوز خوابش ...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط