{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آشناهای غریب همیشه زیادند

آشناهای غریب همیشه زیادند

آشناهایی که میایند و میروندآشناهایی که برای ما آشنایندولی ما برای آنها...نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشودکه همه روزیآشنای غریب میشوندیکی هست ولی نیستیکی نیست ولی هستیکی میگوید هستم ولی نیستیکی میگوید نیستم ولی هستو در پایان همه بودنها و نبودنهاتازه متوجه میشویکه:یکی بود هیشکی نبوداین است دردی که درمانش را نمیدانندو ما هم نمیدانیمکه آن یکی که هست کیستو آن هیچکس کجاستکاش میشد یافتکاش میشد شکستنی نبودکاش میشد زیر بار این همه بودن و نبودنخرد نشد....
دیدگاه ها (۲)

این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند . . .اما . . .من جلوی ده...

باز هم سحرباز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی س...

به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنمبه خاطر...

"پنجره خیال "تا خانه چشمانت راهی نیست ، وقتی که نگاهت را از ...

آشناهای غریب همیشه زیادندآشناهایی که میایند و میروندآشناهایی...

آشناهای غریب همیشه زیادندآشناهایی که میایند و میروندآشناهایی...

آشناهای غریب همیشه زیادندآشناهایی که میایند و میروندآشناهایی...

آشناهای غریب همیشه زیادند آشناهایی که میایند و میروند آشناها...

آشناهای غریب همیشه زیادند آشناهایی که میایند و میروند آشنا...

آشناهای غریب همیشه زیادندآشناهایی که میایند و میروندآشناهایی...

آشناهای غریب همیشه زیادندآشناهایی که میایند و میروندآشناهایی...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هفتادو سومچقدر خدا را شکر کردم که مادر...

پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط