{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ی غروب ها جمعه است همه ی روزها سرد هیچ فنجان چای گرمم

همه ی غروب ها جمعه است همه ی روزها سرد هیچ فنجان چای گرمم نمی کند ها...ها..ها... و باز سر انگشتان کرخت!! چه قدر این خاطرات کهنه چرکند! چه قدر شستن این دل سخت است! فاصله عمیق کهنگی و بهار........
دیدگاه ها (۱)

در آغوش تنگ تو که باشم ...به وسعت یک دریا آرامش دارم ...

ﮔﻠﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺰﻭﺍﯼ ﺟﻨﮕﻞ ﻣﯿﺮﻭﯾﻨﺪ ﻋﻄﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪﭼﻪ ﮐ...

حکایت باران بی امان استاین گونه که مندوستت می دارمشوریده وار...

خاطراتت را بنویس ...!آدم هـای دنیای مـن . . .چشم دیدن ِ عشق ...

عاشقانه های شبنم

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱✨______________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒____...

# پارت هشتم: حصارِ گرم در شبِ سردسرمای شبانه، پارچه‌ی ابریشم...

پارت پنج

بعضی موسیقی‌ها، فراتر از نت و آهنگ هستند؛ آن‌ها شبیه به یک ز...

#my.sexy.toy. part 7(🤣برای مسدود نشدنم دعوا کنیدد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط