{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گُفت: ثآبت کُن دوستَم دآری!

گُفت: ثآبت کُن دوستَم دآری!
پُرسیدَم چِگونه؟
گُفت :رَگت رآ بِزن
رَگم رآ زَدم ،هنگآمی کِع در آغوش گَرمَش جآن میدآدَم
پرسیدَم ثآبِت شُد؟!
گُفت:اَگع دوستَم دآشتی تَنهآم نمیذآشتی!!!

گُفتم :کُص نَنتـــ و ....
مُردم..😐 ✌
دیدگاه ها (۳)

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁷" درمانگاه سئول "{...

Twelve

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ⁴ویو ا/تکه یهو معلم برگشت...

007-پنهان در مه - پارت ۹۴

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

My lovely neighbor part : 55

True Love⑥فردا ا/تبیمارستان بودم ساعت استراحتم بود گوشیم رو ...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط