{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا دستم را بگیر

بیا دستم را بگیر
خرده ریزه های جانم را
از میان این شعرها جمع کن
کلمات سرگردان شده اند
در همهمه ای که تو را میخواهم
از غیاب تو سپیده‌ دم
سراسر باران شده ام
باران هم به بوی تو آغشته است

من از تو سخنی میگویم
یخ های قطبی ِ آنطرف جهان
آب میشوند

در من طلوع نمیکنی؟
تا نور شوم برای ستایش پروردگار

بیا دستم را بگیر
بیا مرا ببر
چقدر تنها مانده ام
که از تو
می نویسم بی هوا!
#پریناز_ارشد
دیدگاه ها (۳)

بیا دستم را بگیر خرده ریزه های جانم را از میان این شعرها جمع...

🌱💚 بیا دستم را بگیر خرده ریزه های جانم را از میان این شعرها ...

التماست نمی کنمهرگز گمان نکن که این واژه رادر وادی آوازهای م...

التماست نمی کنم هرگز گمان نکن که این واژه را در وادی آوازهای...

التماست نمی کنم هرگز گمان نکن که این واژه را در وادی آوازهای...

التماست نمی کنمهرگز گمان نکن که این واژه رادر وادی آوازهای م...

التماست نمی کنم هرگز گمان نکن که این واژه را در وادی آوازهای...

سرگردان نگاه غبارگرفته اتاین پا و آن پا می کند مدامپای رفتن ...

#جهان_کوچک_من🌎#گنجشک_خوش‌صدای_من🐦#دلبر_جذابم😍بیا ببوسمت...  ...

صبح با-راز نیایشسه شنبه 3 شهریورهر چه بیشتر تصمیم بگیری ؛بهت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط