{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانو جان .!

بانو جان .!
راست می گفتی اینجا همه
زخم که ببینند
نمک می پاشند
اینجا کسی نیست
که با لحنی گرم و آشنا بگوید:
سهمِ تو از شعرهایت
این روزهایِ سرد و بی عاطفه نیست! 
می خواستم انصراف بدهم
از این گاه نوشت هایی که
آخر تنها نظاره گرِ مرگِ شمعدانی هاست
اما نمی دانم شاید جایی دور
کسی حوالیِ زخم هایِ با من آشنا
چشم انتظار چند کلام
چای دارچین و خندیدن و امید است
نمی دانم .
بریده ام .. چند روزی ست من از این دنیا 
از این آدمها
از این همه حسادت هایِ بی جا
از این همه بغض خفه شده در بیخ گلو 
از این تلخ خنده ها
بریده ام 
بریده ... !
دیدگاه ها (۱۴)

.

.

این دنیا برایِ منبرایِ باورهایمبرایِ عاشقانه هایمسرد است و س...

عشق؛ اتفاق نیستکه با آمدن و رفتن ها از چشم بی افتدعشق؛ تویی ...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش اول_ حضورش برایم هیچ اهمیت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش دوم_تمام بچه ها خسته اند ...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

007-پنهان در مه - پارت ۸۰

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط