{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چیـزے رآ جـآ گذآشتمـ ــ

چیـزے رآ جـآ گذآشتمـ ــ
در عبور قَـطآرِ سریــع الــسیر زمــآنــ
"آیــا بآز مــے گردد زمـآنـ ؟!
کـودکــے هآیمـ را
در ایــستگآهِـ تولًـد ،
جـآ گذآشتمـ ــ بــآز گـرد!
"مــےخوآهمـ کودَکــے کنمـ...!"
دیدگاه ها (۱)

دختربودن هم تاوانے دارد...دوست که میشوےعاشقــ میشوے!از روے »...

خــستــہ امـ …از صبورے خــستـــہ ام …از فــَریــــادهایے که ...

نمیـבانستم בلتنگی،، בل نازڪم میڪنـב...انقـבر ڪه به هر بهانه ...

روےڪاغذ نوشتم : دست هـــاے تو …و روےآن دست کشیدم !رویےکاغذ ن...

«آخرین ایستگاه»نیلا اولین بار جیهوپ رو توی ایستگاه قطار دید....

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

پارت ۶۵ صبح روز بعد، هوا گرفته و ابری بود.آریانا از پنجره‌ی ...

تکاپو پارت 109:بطری ها🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍از مأموریت ایستگاه قطار چند ...

پارت چهل‌ونهم | صدایی در تاریکیپارک لاراچند دقیقه‌ای بود که ...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۱ — یه مهمون جدیدصدای زنگ در دوباره بلن...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۶ — نقشه‌ی مشکوکجونگکوک با قیافه‌ای کامل...

همسایه طبقه بالا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط