خط به خط، اشک نویسی مرا میخوانی
خط به خط، اشک نویسی مرا میخوانی
رفتنت، رفتنِ جان است، خودت میدانی
مثل هر بار که بستی و نرفتی، این بار
چمدان باز کن و باز بگو میمانی
هی مرا پس زدی و پیش کشیدی، نکند
پای برگشت نداری که مرا میرانی؟
بروی باغچه ی قالی نُه متری ما
خشک خواهد شد از این غصّه که می افشانی
هر چه گفتم که بمان، فایده انگار نداشت
رفتنت، رفتن جان است، خودت میدانی!
رفتنت، رفتنِ جان است، خودت میدانی
مثل هر بار که بستی و نرفتی، این بار
چمدان باز کن و باز بگو میمانی
هی مرا پس زدی و پیش کشیدی، نکند
پای برگشت نداری که مرا میرانی؟
بروی باغچه ی قالی نُه متری ما
خشک خواهد شد از این غصّه که می افشانی
هر چه گفتم که بمان، فایده انگار نداشت
رفتنت، رفتن جان است، خودت میدانی!
- ۲.۱k
- ۱۰ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط