{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♦️ @gozideparsedarkhial

♦️ @gozideparsedarkhial


خط به خط، اشک‌نویسی مرا می‌خوانی

رفتنت، رفتنِ جان است، خودت می‌دانی

مثل هر بار که بستی و نرفتی، این بار

چمدان باز کن و باز بگو می‌مانی

هی مرا پس زدی و پیش کشیدی، نکند

پای برگشت نداری که مرا می‌رانی؟

بروی باغچه‌ی قالی نُه متری ما

خشک خواهد شد از این غصّه که می‌افشانی

هر چه گفتم که بمان، فایده انگار نداشت . . .

رفتنت، رفتن جان است، خودت می‌دانی!
دیدگاه ها (۱)

هوا آن سوی ِ چشمانم بارانیست سکوتم تحفه ی ِ رنجی پنهانی ستبه...

میخواستم امشب در آغوشت بگیرم در آرزوی بوسه های تو بمیرم لعنت...

....شب که می شود، خداروی قالی دلمراه می رودذوق می کنم، گریه ...

... خط به خط، اشک‌نویسی مرا می‌خوانیرفتنت، رفتنِ جان است، خو...

خط به خط، اشک‌نویسی مرا می‌خوانیرفتنت، رفتنِ جان است، خودت م...

خط به خط، اشک‌نويسي مرا مي‌خوانيرفتنت، رفتنِ جان است، خودت م...

خط به خط، اشک‌نویسی مرا می‌خوانیرفتنت، رفتنِ جان است، خودت م...

خط به خط ، اشک نویسی مرا می خوانیرفتنت ، رفتن جان است، خودت ...

خط به خط ، اشک نویسی مرا می خوانیرفتنت ، رفتن جان است ، خودت...

خط به خط اشک نویسی مرا می خوانیرفتنت رفتن جان است، خودت می د...

خط به خط، اشک نویسی مرا میخوانیرفتنت، رفتنِ جان است، خودت می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط