{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب مغازه روبستم باعجله رفتم خونه والیبال رو ببینم ،

دیشب مغازه روبستم باعجله رفتم خونه والیبال رو ببینم ،

دیدم مادر بزرگم ازخنده داره روده بر میشه

بهش میگم چی شده؟

میگه گزارشگره روش نمیشه ،میگه توپ خورده به یاروش ،

گفتم مامان بزرگ یاروش اسم بازیکن لهستانیه!

قبول نمیکنه،

برای مادربزرگ منحرفم دعاکنید
دیدگاه ها (۷)

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

عاشقم باش پارت اخر

fake kookpart*7مینهو: جونگکوککوک: مرضا.ت: اومدم خب بریم ادام...

part5:"شب"انقدر تو انباری تاریک بود نمیدونستم شب شده یا هنوز...

P1

پارت 8

پارت: The pain of love23

p⑥

رمان اجرای عاشقانه-پارت نهممنو سوار ماشینش می کنه و خودش میا...

𝑀𝓎 𝒸𝒽𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃𝑔 𝒹𝒶𝒹 『בבی‌جـذاب‌مـن』 p.t:³¹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط