{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کنار هردختری که رد می شد

از کنار هردختری که رد می شد


یک تنه ی جانانه می زد و لذت می برد ...


یک اصطکاک دوست داشتنی با هرکسی که در نظرش خوش تراش تر بود!


یک آن دیدم مقابل من است


نفسم حبس شد


چـــادرم را کشیدم جلوتر و میخکوب سر جایم ایستادم


ببخشیدی گفت و خودش را کشید کنار ...


حالا دیگر چـادرم را خیلی بیشتر دوست داشتم ...


خدایا ممنون بابت این سپرِ بلا :)
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم دست یا پــاولی میگفت گیــر استشاید هم هردو را می گفت...

کاش دنیا برعکس بود.... آدمـــا غربی نمی شدند، غربی ها آدم می...

مــرا ✿دخـتر خانـــوم✿ مے نـامــندغروری دارمکـ‌ه برای تنها ن...

شنیده بودمـ"بهشت را بـﮧ بها مـﮯ دهند، نـﮧ بـﮧ بهانـﮧ"این حوا...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

Custom bride part : 11

از کنار هردختری که رد می شد یک تنه ی جانانه می زد و لذت می ب...

از کنار هردختری که رد می شدیک تنه ی جانانه می زد و لذت می بر...

*بسم الله*از کنار هردختری که رد می شدیک تنه ی جانانه می زد و...

از کنار هر دختری که رد می شد ، یک تنه ی جانانه می زد و لذت م...

از کنار هر دختری که رد می شد ، یک تنه ی جانانه می زد و لذت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط