راوی میگه:
راوی میگه:
تو یه جمعی نشسته بودیم یکی داشت اشعار فردوسی میخوند رسید به این بیت :
جهان آفرین چون جهان آفرید
سواری چو رستم نیامد پدید
این بیت رو که خوند گفتم تا اینجا نگهدار یه دو بیتم من بخونم ، گفتم :
آنروز که عشق سرفرازی میکرد...
بر قله ی عشق یکه تازی میکرد...
آنروز که عباس یل زینب بود
رستم سر کوچه خاک بازی میکرد...
*السلام علیک یا قمرالعشیره*
تو یه جمعی نشسته بودیم یکی داشت اشعار فردوسی میخوند رسید به این بیت :
جهان آفرین چون جهان آفرید
سواری چو رستم نیامد پدید
این بیت رو که خوند گفتم تا اینجا نگهدار یه دو بیتم من بخونم ، گفتم :
آنروز که عشق سرفرازی میکرد...
بر قله ی عشق یکه تازی میکرد...
آنروز که عباس یل زینب بود
رستم سر کوچه خاک بازی میکرد...
*السلام علیک یا قمرالعشیره*
- ۹۳۶
- ۰۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط