{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه شعرعبدلله په شیو

ادامه شعرعبدلله په شیو

باید همین امروز از یادم بروند
گیسوان سیاهی
كه بوی‌شان مست می‌كرد مرا
و پنهان می‌كردم در آنها:
چشمان شرمگین‌ام
رنگ پریده و
لب‌های خشكیده‌ام را
تا فقط نوزاد زیبایت
به آنها دست آویزد

ای نیمه‌ی گمشده
تو‌ ای خنده‌ی مرده
و ‌ای سرود گرم زندگی گذشته‌ام
هر داستانی را پایانی است
داستان ما نیز باید به پایان برسد
هر چند بلند است و خدایی
پس در آشیانه‌ات
آرامشی ابدی بگیر و
دیروز را از یاد ببر
خوشبختی تو نیز آرزوی من است
در هر وقت و هر جایی.
دیدگاه ها (۵)

عبدلله په شیوبرای دختری بلوندنامم رااز دور شنیده‌ایدوستم داش...

عبدلله په شیونشناخته‌ای مراباور کن نشناخته‌ای مرادنیای دلخوا...

ادامه شعرعبدلله په شیوباید همین امروز عكس‌ها و نامه‌هایمان د...

یک شعر از عبدالله پشیو به ترجمه مختار شكری‌پورپایان یك داستا...

ای نیمه‌ی گمشده تو‌ ای خنده‌ی مرده و ‌ای سرود گرم زندگی گذشت...

هم مرام جنایتکاران

ناکارآمد نباشیم

صعود ایران به رتبه بیستم رنکینگ فیفاپس از پیروزی برابر تیم م...

معرفی رودخانه خونین ، کانیو کریستالسخود را آماده کنید تا با ...

#کتاب #رز#گمشده #هر آدمی گمشده ای دارد که باید برای پیدا کرد...

1 #چون یکسال از عمر کودک گذشت، زیبایی او به کمال رسید. در ده...

برخی بر این باورند که آگاهی از شیوه ها و شگردهای داستان نویس...

...«تا آخرین لحظه.....عشق»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط