توی بغلش بودم
توی بغلش بودم
گفت : حمید ...!
تا حالا کسی رو اینطور
سفت بغل کردی...؟!
گفتم : آره ...!
یبار که مدرسه میرفتم
معلم مون میخواست تنبیهم کنه،
تَرکه ی اول رو که زد...
از درد
خودمو کشیدم عقب.
تَرکه ی دوم رو که زد...
از درد
دوباره برگشتم سر جام
ترکه ی سوم رو که زد...
بغلش کردم
و اونقد سفت گرفتمش
که نتونه بیشتر منو برنجونه...
واسه همینه محکم میچسبم بهت.
"بغلت" ...
زخمایی که بهم زدی رو
خوب میکنه!
"حمید جدیدی"
گفت : حمید ...!
تا حالا کسی رو اینطور
سفت بغل کردی...؟!
گفتم : آره ...!
یبار که مدرسه میرفتم
معلم مون میخواست تنبیهم کنه،
تَرکه ی اول رو که زد...
از درد
خودمو کشیدم عقب.
تَرکه ی دوم رو که زد...
از درد
دوباره برگشتم سر جام
ترکه ی سوم رو که زد...
بغلش کردم
و اونقد سفت گرفتمش
که نتونه بیشتر منو برنجونه...
واسه همینه محکم میچسبم بهت.
"بغلت" ...
زخمایی که بهم زدی رو
خوب میکنه!
"حمید جدیدی"
- ۴.۸k
- ۲۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط