{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ميدوني موقع تولد وقتي خدا داشت بدرقمون ميکرد چي گفت؟

ميدوني موقع تولد وقتي خدا داشت بدرقمون ميکرد چي گفت؟
گفت داري به دنیایی ميري که غرورت رو مي شکنن،
و به احساس پاکت سيلي ميزنن، نکنه ناراحت بشي.
من تو کوله پشتيت عشق گذاشتم، تا ببخشي.
خنده گذاشتم، تا بخندي.
اشک گذاشتم، تا گريه کني.
و مرگ گذاشتم ، تا بدوني دنيا ارزش بدي کردن رو نداره...
پس خوب باشیم و خوبی کنیم.

#heaven
دیدگاه ها (۲)

ﺭﻭﺯﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺩﻩ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺷﺐ ﺍﺯﻗﻀﺎ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠ...

روزي ثروتمندي سبدي پر از غذاهاي فاسدي به فقيري داد. فقير لبخ...

خداوند به فرشتگان عقل داد بدون شهوت ٬ حیوانات را شهوت داد بد...

??????هوا ابریست نفس بالا نمی اید.بزن باران"نوازش کن،تن رنجو...

تک پارتی ویو ا.ت امروز جیهوپ موقع بیدار کردنم یه سطل آب ریخت...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

خنده ی ممنوعه.

چندپارتی:وقتی دوستت داره و...pt²(end) به خودم اومدم و دیدم و...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

My lovely neighbor part : ۶۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط