{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم دست به بالشم میکشد...

مادرم دست به بالشم میکشد...
نگاه معنی دارش..
میگویم لیوان آب..
می گوید لیوان پرازآب را باور کنم یا چشمان قرمزت را؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۸)

ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺁﺧﺮﺳﺎﻝ ٢ ﺗﺎﺟﻤﻠﻪ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪﺑﮕﻢ ١ -ﺗﺸﮑﺮﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺩ...

ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺁﺧﺮﺳﺎﻝ ٢ ﺗﺎﺟﻤﻠﻪ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪﺑﮕﻢ ١ -ﺗﺸﮑﺮﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺩ...

به بزرگی آرزویت نیندیش! به بزرگیه کسی بیندیش... که می تونه آ...

همه میگن توش چی دیدی که عاشقش شدی؟؟؟ آخه مگه اینم سواله که م...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧ 𝟙 اگه اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش اول_چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كسهيچ‌گاه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش دوم_تمام بچه ها خسته اند ...

#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #خدا #زندگی #انسان #کار_خوب #زیبا #خ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❻𝘾𝙖𝙧𝙥𝙚 𝙙𝙞𝙚𝙢✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩✮ ⋆ ˚。𖦹 ⋆。°✩او...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶⓿_بخش دوم_ریون از بغلم بیرون می‌جهد و می‌پرد روی...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش دوم__سوروسیک کافه متحرک پیدا می‌کنم و پایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط