{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبود

غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبود
من‌که پیشانی نوشتم جز پریشانی نبود
همدمی ما بین آدم‌ها اگر می‌یافتم
آه من در سینه‌ام یک عمر زندانی نبود
دوستان رو به رو و دشمنان پشت سر
هرچه بود آیین این مردم مسلمانی نبود
خار چشم این و آن گردیدن از گردن‌کشی‌ست
دسترنج کاج‌ها غیر از پشیمانی نبود
چشم کافرکیش را با وحدت ابرو چه کار ؟
کاش این محراب را آیات شیطانی نبود
من‌که در بندم کجا ؟ میدان آزادی کجا ؟
کاش راه خانه‌ات این‌قدر طولانی نبود
دیدگاه ها (۱۱)

چرابااین همه دردنهانی من نمی میرمززخم خنجر نامهربانی من نمی ...

لحظه ای گفتم بمان ، اما زمان بی رحم بود .فال حافظ ، چای وقهو...

نمیخواهم دلت جای کسی باشد بجای منبه دنبال تو جاپای کسی باشد ...

هم کوچ ابرهای زمستانی ام ،نرو حالا که با تو گرم غزل خوانی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط