{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد یعنی ...

درد یعنی ...
بزنی دست به انکار خودت ...!
عاشقش باشی و افسوس ...
گرفتار خودت
به خدا درد کمی نیست ...
که با پای خودت
بدنت را بکشانی به سر دار خودت !
کاروان رد بشود ...
قصه به آخر نرسد
بشوی گوشه ای از چاه
خریدار خودت !!
درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بگذاری برود ...
آه ...!!!
به اصرار خودت
بگذاری برود در پی خوشبختی خود
و تو ...
لذت ببری از غم و آزار خودت
اینکه سهم تو نشد درد کمی نیست
ولی ...!
درد یعنی ...
بزنی دست به انکار خودت ...!
دیدگاه ها (۵)

هیچکس بعد هیچکس نمردهولی خیلیا بعد خیلیا ، دیگه زندگی نکردن ...

دلتنگت میشومدیگرفرقی نداردهوای خانه ابری باشدیاپشت پنجره آفت...

کاش...کودک بودمتا بغض میکردم،بغلم میکردند و میگفتند:چه می خو...

ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ ﻓﻌﻞ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﮐﻦ !ﮔﻔﺘﻢ : ﺭﻓﺘﻢ ﺭﻓﺘﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺳﮑﻮﺗﯽ ﮐﻼﺱ ﺭﺍ ...

#دوپارتیهان/ا.تP:2حوله سفید رنگ رو دور بدنت پیچیدی و از حموم...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣتو تکان نخوردی. لب‌ه...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ :اول دقت کنیم که این اصرار با ذک...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

#ارباب_منPart: 12ویو: فردا صبحته: با تکون خوردن چیزی تو بغلم...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

چندپارتی وقتی اجازه نمیده تتو بزنی....) پارت اول | خط قرمزته...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 14جونگکوک سرش رو کنا...

پارت سوم و آخر | اسم تونزدیک ساعت هفت عصر بود که تهیونگ و ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط