{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تکیه کردن مثل زن ها دیگه می ترسم

از تکیه کردن مثل زن ها دیگه می ترسم
این بار میخوام روی ِ پاهای خودم پاشم
دنیای ِ مردونه فقط اینو بهم فهموند
که بعد از این باید خودم مرد خودم باشم
بیزارم از هرچی که اسم عشق همراشه
این واژه دنیای منو بدجور تنها کرد
هر کی اومد یه چاله از تنهایی مو پر کرد
با رفتنش کلی سیاچاله برام وا کرد
زن بودنم با من زمین می خورد وقتی که
از ارتفاعات ِ تنم پرواز می کردن
من پای عشقو باز می کردم به دنیاشون
اما اونا پیراهنم رو باز می کردن
حالم شبیه اونیه که بد کتک خورده
اونی که تنها رد نفرت مونده تو یادش
حالم شبیه اون زنه که شوهرش دیگه
به خاطر زاییدن دختر نمی خوادش
لعنت به من دیگه اگه باور کنم عشقو
چون بدترین زخمو همیشه از خودی خوردم
تلخم شبیه شعر طنزی که پر از درده
مردم بهم میخندنو می سوزم از این درد
ای کاش وقتی شعر زنها رو خدا می گفت
جنس منو با اختیاراتش عوض می کرد
دیدگاه ها (۲)

نگرانم ! ولی چه باید کردعشق ، دلواپسی نمی فهمددرد من ، خط می...

چه فرقی می کند دنیا تو را پَر داده یا من راجدایی حاصلش مرگ ا...

آمد شهر صیام سنجق سلطان رسیددست بدار از طعام مائده ی جان رسی...

گریه هم بر غم این فاصله مرهم نشودمثل یک قهوه که از تلخی آن ک...

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

سلام، خوبید؟امیدوارم حالتون خوب باشه، پرنسس‌هام. اگه الان ای...

Custom bride

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۵: کدِ گمشدهنورِ کم‌جانِ چراغ‌قوه‌ی تهیو...

Part 18بازم اینان نامجون همیشه اینا رو دست به سر می‌کرد ولی ...

dark life = 31

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط