{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه ی مرغهایش گذاشت ع

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه ی مرغهایش گذاشت عقاب که بزرگتر.
شد............جوجه مرغها را خورد.خود مرغ ها را هم خورد سپس پر کشید و به آسمان رفت .......هم به ریش پیرمرد خندید و هم رید به داستان آموزنده ما.....
دیدگاه ها (۸)

پارت ۱۶

𓆩 پارت ۳۵ 𓆪 🖤🥀در باز شد و مردی وارد اتاق شد.یک پوشه‌ی مشکی د...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

سایه‌های کلاغ پارت چهل‌ودوم | آخرین کلاغیک سال بعد...دیگر خب...

(ادامه ی پارت آخر) گوون خیلی مطمئن سر تکان داد.گوون: آره!لی ...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۳ — روبه‌رو شدنرینا و جونگکوک به عمارت برگش...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲زنگ مدرسه خورد.حیاط کم‌کم خالی شد.اما...

پارت اخر

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۰اولین شب زندگی مشتر...

بالهای سرخ پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط