هیچی سختتر از این نیست
هیچی سختتر از این نیست
که از همون سلام اول،
نگران روز خداحافظی باشی.
انگار بعضیا،
از لحظهی اومدن،
داغ رفتن رو روی دلت میذارن.
درست وقتی میخوای حرف بزنی،
میخوای بهش بگی؛
باش،
بمون،
با تو حالم خوبه...
از چشماش میخونی
که باید سکوت کنی.
از نگاهش میفهمی
که باید سکوت کنی
و خودت رو پیشش جا بذاری.
من فکر میکنم
ما توی زندگی،
همینقدر اختیار داریم،
همینقدر حق انتخاب داریم
که بشینیم
و رفتن یکی دیگه رو سیر تماشا کنیم
ما دقیقا همینقدر مختاریم
میدونی؛
من هیچوقت درک نکردم،
اصلا چرا باید روزی،
آدمی رو ببینم که وقت رفتنش،
وجودم رو با خودش میبره
که از همون سلام اول،
نگران روز خداحافظی باشی.
انگار بعضیا،
از لحظهی اومدن،
داغ رفتن رو روی دلت میذارن.
درست وقتی میخوای حرف بزنی،
میخوای بهش بگی؛
باش،
بمون،
با تو حالم خوبه...
از چشماش میخونی
که باید سکوت کنی.
از نگاهش میفهمی
که باید سکوت کنی
و خودت رو پیشش جا بذاری.
من فکر میکنم
ما توی زندگی،
همینقدر اختیار داریم،
همینقدر حق انتخاب داریم
که بشینیم
و رفتن یکی دیگه رو سیر تماشا کنیم
ما دقیقا همینقدر مختاریم
میدونی؛
من هیچوقت درک نکردم،
اصلا چرا باید روزی،
آدمی رو ببینم که وقت رفتنش،
وجودم رو با خودش میبره
- ۲.۹k
- ۰۶ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط